
درک مؤلفههای هویتی عمان، افق وسیعی از سیاست خارجی این کشور در خاورمیانه را روشن میسازد، چرا که گرایشهای خارجی عمان عمدتاً متأثر از عناصر سازنده هویت ملی آن است. مطابق اصل نخست قانون اساسی عمان، دولت اسلامی و اسلام بنیان قانونگذاری در این کشور را شکل میدهند. از منظر مذهبی، عمان تفاوت قابلتوجهی با سایر کشورهای خلیج فارس دارد؛ در حالی که در اغلب این کشورها اهل تسنن یا تشیع اکثریت دارند، عمان دارای اکثریت پیرو مذهب اباضیه است. این شاخه مذهبی که از خوارج منشعب شده، از نظر فقهی به اهل سنت و از نظر تقلید به شیعیان نزدیک است و ویژگیهایی همچون توجه به توحید، عدل، ایمان و کفر را با تشیع مشترک دارد. همزمان، اباضیه بر محکومیت جنگهای داخلی تاریخی، همچون جنگ جمل، تأکید دارد و در جهان عرب، در موقعیت اقلیت قرار گرفته و از سوی برخی کشورهای منطقه با نگاه مثبت روبهرو نیست.
تاریخ عمان و مهاجرت اباضیان فراری از خلافت عباسی باعث شد که این سرزمین به پناهگاهی برای آنها تبدیل شود و مفهوم میهن و استقلال در میان عمانیها شکل گیرد. در خلال مبارزات تاریخی میان اباضیان و عباسیان، اباضیه نمادی از استقلال و خودمختاری در منطقه شد و این روح استقلالطلبی در رفتارها، نگرشها و نمادهای فرهنگی عمانی بازتاب یافت. هویت ملی عمانی از طریق نشانههای فرهنگی متعددی، از جمله لباس و هنر، تبلور یافته است. لباس ملی عمان نه تنها شکل ارتباط غیرکلامی و نماد فرهنگی محسوب میشود، بلکه به یکی از شاخصهای هویت ملی مستقل عمان تبدیل شده و نسلبهنسل منتقل شده است. همچنین، هنرمندان عمانی با بهرهگیری از نمادهای هویتی در آثار خود، آگاهی فرهنگی و میراث منحصر به فرد عمانی را بازنمایی کردهاند. سیاستمداران و بهویژه سلطان قابوس نیز با استفاده از لهجه و لباس محلی در مجامع بینالمللی، تمایز فرهنگی و استقلال هویت عمانی را برجسته میکردند.
یکی از وجوه متمایز مذهب اباضیه، رویکرد تساهلآمیز آن نسبت به سایر مذاهب اسلامی است. اباضیه احترام و تحمل کامل نسبت به دیگر ادیان و فرقهها را در هسته معنوی، اخلاقی و فرهنگی خود قرار داده است. مسجد جامع سلطان قابوس، بزرگترین مسجد عمان، نمونهای از این تساهل است که به غیرمسلمانان اجازه ورود میدهد و معماری آن نمادهایی از اباضیه، سنی و شیعه را در خود جای داده است. این رویکرد موجب ایجاد جامعهای صلحآمیز و متکثر در عمان شده که تفاوت چشمگیری با دیگر کشورهای منطقه دارد.
تساهل مذهبی ریشه در هویت اجتماعی عمان دارد و موجب شده است که گروههای فروملی، همچون شیعیان لواتی و بلوچها، بدون برخورداری از تبعیض، هویت خود را حفظ کنند و در عرصههای تجاری و سیاسی کشور نقشآفرین باشند. مهاجران بازگشته و گروههای قومی غیرعرب نیز توانستهاند با بافت اجتماعی و مذهبی غالب عمان ادغام شوند، در حالی که رسوم و هنجارهای فرهنگی خود را همچنان حفظ میکنند. این ترکیب از تساهل مذهبی و هویت ملی، زمینهساز شکلگیری فرهنگ سیاسی و اجتماعی متعادل و متکثر در عمان شده است.
در همین راستا، سیاستهای ملی تحت رهبری سلطان قابوس همواره تلاش کردهاند هویت ملی نوین عمان را بر پایه هویت فروملی و تاریخی بنا کنند، بدون آن که موجب حذف یا سرکوب گروههای هویتی خرد شوند. این سیاست انعطافپذیر در هویتسازی، به سلطان قابوس امکان داد مشروعیت حکومت خود را بر اساس وحدت ملی و احترام به تنوع فرهنگی استوار کند. حتی با وجود تأکید قانون اساسی بر زبان عربی و پیوستن عمان به اتحادیه کشورهای عربی، تنوع زبانی و فرهنگی در این کشور حفظ شده و بسیاری از عمانیها همزمان به زبانهای قومی و زبان رسمی مسلط هستند.
تکوین هویت عمانی در بستر مذهبی و تاریخی، سیاست خارجی این کشور را نیز شکل داده است؛ عمان بهرغم تعلق به جهان عرب، رویکردی متمایز، مبتنی بر تساهل و احترام به تنوع فرهنگی و مذهبی، در تعاملات منطقهای و بینالمللی خود اتخاذ کرده است. این ترکیب منحصر به فرد از هویت ملی و رویکرد تساهلآمیز، عمان معاصر را به کشوری با ثبات، متنوع و مسالمتآمیز در خاورمیانه تبدیل کرده است.
یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده سیاست خارجی عمان، پویایی اجتماعی و سیاسی داخلی این کشور است که به طور قابلتوجهی تحت تأثیر تساهل اجتماعی شکل گرفته است. پس از تأسیس دولت مدرن عمان، سلطان قابوس سیاست خارجی متمایزی را بر اساس این فرهنگ تساهل و مدارا اتخاذ کرد که عمان را از دیگر کشورهای منطقه متمایز میکرد و به آن توانایی منحصر به فردی برای دوری از قرارگیری در اردوگاههای طرفدار یا مخالف بازیگران منطقهای میبخشید. این رویکرد، عمان را به عنوان یک بازیگر منطقهای نه به مثابه رقیب، بلکه به عنوان میانجی و طرف گفتوگو میان دوستان و دشمنان معرفی کرد.
مذهب اباضیه که فرهنگ تحمل و مدارا را در عمان نهادینه کرده، اصولی چون احترام متقابل و اجتناب از درگیریهای ایدئولوژیک یا فرقهای را به هسته سیاست خارجی این کشور تبدیل کرده است. پیروان اباضیه همواره مدافع وحدت و تقریب میان مسلمانان بوده و بر تعامل مسالمتآمیز با دیگر کشورها تأکید دارند. بر همین اساس، سلطان قابوس سیاست خارجی عمان را بر مبنای همزیستی مسالمتآمیز و همکاری با همه کشورها بنا نهاد و این رویکرد، عمان را به کشوری دوست برای تمامی بازیگران منطقهای تبدیل کرده است.
روش میانجیگری، که در سطح خانوادگی و قبیلهای در جامعه اباضیه ریشه دارد، در سیاست خارجی عمان نیز پیاده شده است. گفتوگو و حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات، محور اصلی تعاملات داخلی و خارجی این کشور را تشکیل میدهد. در حالی که تحلیلگران غالباً سیاست خارجی عمان را نتیجه اعتدال و میانهروی سلطان قابوس میدانند، این ویژگی در واقع ریشه در اصول مذهب اباضیه دارد؛ میانهروی و اجتناب از مواضع افراطی، بخشی جداییناپذیر از هویت مستقل و متمایز عمانی است.
تحت تأثیر این هویت و تساهل مذهبی، عمان توانسته بسیاری از ابتکارات دیپلماتیک خود را به موفقیت برساند و نقش میانجیگری در بحرانهای منطقهای ایفا کند. این کشور رویکردی معتدل در خاورمیانه داشته و امکان تعامل مؤثر با همسایگان، ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را فراهم ساخته است. بر اساس قانون اساسی، تقویت همکاری و دوستی با همه کشورها، احترام متقابل، مداخله نکردن در امور داخلی دیگر کشورها و پایبندی به بیطرفی از اصول بنیادین سیاست خارجی عمان به شمار میآید.
اعتقاد به گفتوگو و حل مسالمتآمیز اختلافات، ستون اصلی دیپلماسی عمان است. سلطان قابوس بر این باور بود که همکاری و دوستی بر پایه منافع مشترک، ثبات و امنیت منطقه را تقویت میکند و دیپلماتهای عمانی در این راستا نقش فعالی در یافتن راهکارهای مسالمتآمیز برای بحرانهای منطقهای ایفا کردهاند. موقعیت عمان به عنوان جزیرهای بیطرف در منطقه ناآرام، مسقط را به پلی دیپلماتیک میان قطبهای درگیر خاورمیانه تبدیل کرده است. این بیطرفی حتی در بحرانهایی مانند اختلافات ایران و عربستان، تنشهای اعراب و اسرائیل و تحولات پس از سال ۲۰۱۰ حفظ شده است.
پس از فوت سلطان قابوس، با توجه به تداوم ساختارهای حکومتی و هویت اجتماعی متکثر عمان، سیاست خارجی بیطرفانه و مسالمتآمیز این کشور ادامه یافته است. سلطان هیثم بن طارق نیز رویکرد دوستانه و میانجیگری عمان در منطقه را حفظ کرده و تغییر قابلتوجهی در سیاستهای منطقهای کشور اعمال نکرده است.
الف) اقدام و عملگرایی در سیاست خارجی
اقدام در سیاست خارجی عمان، مرحلهای است که پس از تعیین اولویتهای کشور شکل میگیرد و سیاست خارجی را به صورت عملی و قابل تحقق در میآورد. تحت تأثیر مؤلفههای هویتی و فرهنگی عمان، این کشور توانسته است روند حل و فصل برخی از منازعات خاورمیانه را از مسقط آغاز کند. عمان نه یک دولت سنی و نه یک دولت شیعه است و همین ویژگی این کشور را به بستری مناسب برای میزبانی مذاکرات مقدماتی درگیریهای منطقهای تبدیل کرده است. عمان برای سازماندهی موفقیتآمیز این مذاکرات، از وضعیت اباضی خود بهره میبرد و توانسته نقش میانجی بیطرف را در بحرانهای منطقهای ایفا کند.
ب) روابط عمان با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس
روابط عمان با کشورهای همسایه عرب خود در چارچوب شورای همکاری کشورهای عربی خلیج فارس، بهطور کلی بر الگوی مشارکتهای چندسطحی در حوزههای امنیتی، اقتصادی و سیاسی استوار بوده است؛ مشارکتهایی که در اسناد و سازوکارهای رسمی شورا بازتاب یافتهاند، در عین حال که مسقط همواره بر حفظ استقلال و ویژگیهای خاص سیاست خارجی خود تأکید ورزیده است. در مراحل نخست شکلگیری شورای همکاری، این روابط بر مبنای کنش جمعی، ادراک سرنوشت مشترک و احساس تهدیدات منطقهای شکل گرفت و دولتهای عضو عمدتاً بر هماهنگسازی مواضع خود تمرکز داشتند. با این حال، بهتدریج نوعی پذیرش نهادی نسبت به بروز تفاوت دیدگاهها در مواجهه با پروندههای مرتبط با منطقه خلیج فارس و پیرامون ژئوپلیتیکی آن شکل گرفت.
با این وجود، روابط سلطنت عمان با کشورهای عضو شورا از سطحی همگن و ثابت برخوردار نبوده و تابع پویاییهای متغیر روابط دوجانبه و تحولات محیط منطقهای است. در این چارچوب، در روابط عمان با امارات متحده عربی و عربستان سعودی، بهویژه در موضوعات مرتبط با مرزهای مشترک و تفاوت در رویکردها نسبت به ایران ــ بهخصوص از منظر عربستان سعودی ــ برخی مسائل انباشته و حلنشده مشاهده میشود. در مقابل، روابط عمان با قطر و تا حدی کویت از سطح بالاتری از همگرایی برخوردار بوده است. کویت در این میان نقشی متوازنکننده و تنظیمگر در روابط میان اعضای شورای همکاری ایفا کرده است.
در جریان بحران خلیج فارس و حتی در سالهای منتهی به آن، روابط دوجانبه و هماهنگیهای محدود میان برخی کشورهای عضو شورا در قبال تحولات منطقهای، بر سازوکارهای هماهنگی جمعی غلبه یافت. در این دوره، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین بهمثابه یک محور مشخص عمل کردند، در حالی که هماهنگی سیاسی میان قطر و عمان، بهویژه در دوران بحران، از انسجام و وضوح بیشتری برخوردار بود. همزمان، کویت با تأکید بر میانجیگری و حفاظت از منافع و اهداف مشترک کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، کوشید از تضعیف بنیانهای شورای همکاری جلوگیری کند.
در دهههای گذشته، ادراک و تصویر ذهنی از سیاست خارجی سلطنت عمان، بهویژه در ارتباط با روابط این کشور با جمهوری اسلامی ایران، با برداشتهایی همراه بوده است که لزوماً منطبق با واقعیتهای ساختاری روابط در منطقه خلیج فارس نیست. این مسئله، بهویژه از منظر عربستان سعودی و بحرین، بهعنوان یک چالش تقریباً مستمر تلقی شده است. در عین حال، سطح و ماهیت روابط سایر کشورهای عضو شورا با ایران یکسان نبوده و امارات متحده عربی در برخی مقاطع کوشیده است روابط قطر با ایران و در سطحی محدودتر روابط عمان با ایران را بهعنوان موضوعی مناقشهبرانگیز برجسته سازد.
با وجود تفاوتهای موجود در برخی حوزههای سیاست خارجی عمان و امارات متحده عربی، دو کشور در رویکرد خود نسبت به برقراری رابطه با رژیم اشغالگر اسرائیل به یکدیگر نزدیک بودهاند؛ بهگونهای که سلطنت عمان از روند عادیسازی روابط امارات متحده عربی با این رژیم حمایت و از آن استقبال کرده است.
افزون بر این، همگرایی تدریجی موضع امارات متحده عربی با موضع سلطنت عمان در قبال دولت بشار اسد در سوریه نیز قابل توجه است؛ هرچند این تغییر رویکرد در سیاست امارات با تأخیر زمانی همراه بود. تحول مشابهی را میتوان در رویکرد این کشور نسبت به تعامل با ایران نیز مشاهده کرد.
سلطنت عمان در جریان بحران شورای همکاری کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ــ که بهطور خاص میان قطر از یکسو و عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین و مصر از سوی دیگر شکل گرفت ــ موفق شد اصول بنیادین سیاست منطقهای خود را حفظ کند. در حالی که قطر این وضعیت را «محاصره» تلقی میکرد و طرف مقابل آن را «مقاطعه» مینامید، این بحران تا آستانه تضعیف جدی و حتی فروپاشی انسجام نهادی شورای همکاری پیش رفت.
در این دوره، تلاش عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای ایفای نقشی فعالتر در معادلات منطقهای و گسترش حضور نظامی در چارچوب مداخله در یمن، از جمله در مناطق نزدیک به مرزهای عمان، نگرانیهای امنیتی قابل توجهی را برای مسقط به همراه داشت. این وضعیت، در کنار احتمال گسترش پیامدهای بحران به قطر، نگرانیهایی را نسبت به آثار آن بر امنیت ملی عمان برانگیخت. در چنین شرایطی، گرایش آشکار سلطنت عمان به حمایت از قطر، از طریق تأمین نیازهای اساسی، تسهیل مسیرهای لجستیکی و افزایش سطح هماهنگی سیاسی و اقتصادی میان دو کشور، نمود یافت. این همسویی، در کنار نقش محوری کویت در حفظ چارچوب شورای همکاری، نهایتاً به تغییر رویکرد عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین نسبت به بحران و کنار گذاشتن شروط پیشین برای ازسرگیری روابط انجامید. پس از به قدرت رسیدن سلطان هیثم بن طارق، روابط سلطنت عمان با عربستان سعودی وارد مرحلهای جدید از تعامل و بهبود شد. در این چارچوب، مسقط میزبان چندین هیئت عالیرتبه سعودی بود و این روند با سفر رسمی سلطان هیثم بن طارق به عربستان سعودی در ژوئیه ۲۰۲۱ ــ بهعنوان نخستین سفر خارجی وی پس از جلوس به قدرت ــ و متعاقب آن، سفر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، به عمان در دسامبر ۲۰۲۱، تثبیت شد.
در مجموع، انتظار میرود رهبری سلطنت عمان همچنان بر اتخاذ سیاستی متوازن و مبتنی بر عملگرایی تأکید داشته باشد؛ سیاستی که ضمن حفظ استقلال و ویژگیهای خاص سیاست خارجی این کشور، منافع کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را نیز مدنظر قرار میدهد. این رویکرد از طریق تنوعبخشی به روابط خارجی ــ از جمله با ایران، ترکیه و کشورهای غربی ــ و در عین حال با توجه ویژه به حفظ و تقویت روابط راهبردی با پادشاهی عربستان سعودی دنبال خواهد شد.
ج) رویکرد عمان در قبال ایران و عربستان
پس از دهه ۱۹۸۰، روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی بیش از هر چیز از منظر رقابت هویتی قابل تبیین است. رویکرد عربستان سعودی در تحولات یمن، سوریه و بحرین نشان میدهد که این کشور ایران را دشمن خود میداند. مؤلفههای هویتی دو کشور عامل مهمی در تعریف روابط ایران و عربستان هستند و هر دو یکدیگر را به عنوان رقیب ایدئولوژیک تلقی میکنند. در چنین بستری، تساهل اجتماعی موجود در عمان و تعلق این کشور به هویت عربی سبب شده است که عمان همزمان گرایش نزدیکی به عربستان سعودی داشته باشد؛ به طوری که سلطان قابوس بارها اعلام کرده است بخشی از ملت عرب هستند. با این حال، اعراب منطقه نگاه مثبتی به مذهب اباضیه ندارند و عمان تلاش کرده است هرگونه تلاش برای تأثیرگذاری یا هدایت سیاست خارجی این کشور از سوی دیگران را رد کند، چرا که سیاست خارجی عمان از منافع ملی خود کشور ناشی میشود.
با وجود هویت عربی، روابط عمان با ایران مبتنی بر موازنه هویتی در مقابل عربستان است. وجود جمعیت شیعیان اسماعیلیه و ایرانیان بلوچ در عمان و روابط نزدیک اباضیه با شیعیان باعث شده است که عمان در اختلافات میان ایران و عربستان سعودی سیاست میانجیگری اتخاذ کند و از اتحاد با یکی علیه دیگری پرهیز نماید. رفتار عمان با ایران ناشی از این واقعیت است که ایران تهدیدی برای ثبات و وحدت ملی عمان محسوب نمیشود. به همین دلیل، پس از پایان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، عمان میزبان نشستی بود که روابط دیپلماتیک ایران و عربستان را بازسازی کند. حتی پس از تحولات سال ۲۰۱۰ و بدترین دوران روابط میان ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، به ویژه عربستان، عمان همچنان روابط پایدار خود را با ایران حفظ کرده و تنها کشور عضو شورا بود که در سال ۲۰۱۶ از سیاستهای عربستان در کاهش روابط با ایران تبعیت نکرد. رهبران عمان بر این باورند که مشارکت ایران در مسائل منطقهای ارجح بر مقابله با آن است و سفرهای حسن روحانی در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷ به عمان تلاشهایی برای آغاز گفتوگو میان ایران و اعضای شورای همکاری خلیج فارس به شمار میآید. علاوه بر این، در حالی که پیشنهاد ارتقای شورای همکاری خلیج فارس به اتحادیه در سال ۲۰۱۱ مطرح شد، وزیر امور خارجه عمان، یوسف بن علوی، با صراحت مخالفت خود را اعلام کرد و در نشست امنیت خلیج فارس در دسامبر ۲۰۱۳ تأکید کرد که در صورت تبدیل شدن شورا به اتحادیه، عمان حتی ممکن است از آن خارج شود. این موضع قاطع عمان، در حالی که روابط خود را با ایران گسترش میدهد، نشاندهنده رویکرد دیپلماسی نرم و میانجیگرانه این کشور است. رهبران عمان همواره اعلام کردهاند که آنها به عربی بودن خود افتخار میکنند، اما هدف اصلی سیاست خارجیشان ایجاد صلح است و این آرزو از ضعف ناشی نمیشود؛ آنها با تمام توان از کشور خود دفاع خواهند کرد.
د) بحران قطر
در بحران قطر، بهار عربی که از تونس آغاز شد و سراسر جهان عرب را متلاطم کرد، دوره جدیدی را در خاورمیانه رقم زد و توازن قوا و معادلات منطقهای را تغییر داد. سیاست خارجی کشورهای خلیج فارس در این دوره را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: گروهی که قاطعانه عمل کرده و میکوشند حوزه نفوذ خود را گسترش دهند و گروهی که از ابتکار عمل در مسائل منطقهای پرهیز میکنند. امارات، عربستان و بحرین در گروه نخست جای دارند و به دنبال حفظ وضع موجود هستند، در حالی که قطر سیاست خارجی مستقل و تجدیدنظرطلبانهای در پیش گرفت و میخواست به کشوری قدرتمند در عرصه منطقهای و حتی جهانی تبدیل شود. رقابت میان عربستان و قطر در نهایت به تحریم و قطع روابط، همراه با محاصره زمینی، دریایی و هوایی قطر توسط عربستان، بحرین، امارات و مصر انجامید.
در این بحران دیپلماتیک، عمان به همراه کویت از پیوستن به تحریم قطر خودداری کرد، زیرا آموزههای اباضیه هرگونه درگیری میان مسلمانان را تراژدی برای جهان اسلام میداند و بر حفظ وحدت صفوف و اجتماع امت اسلامی تأکید دارد. یوسف بن علوی، وزیر امور خارجه عمان، در ۵ ژوئن و پیش از قطع روابط چند کشور با قطر، در سفری خصوصی به دوحه رفت و موافقت عمان با میانجیگری برای حل اختلافات را اعلام کرد.
به نوشته روزنامه ناسیونال، مقامات دوحه از مسقط درخواست کمک و میانجیگری کردند و عمان با این درخواست موافقت نمود. همچنین، در مصاحبهای با شبکه دویچه وله، یوسف بن علوی اطمینان داد که عمان از ابتکار کویت برای حل اختلاف میان عربستان و قطر حمایت میکند و نقش میانجیگر بیطرف خود را در تحولات منطقهای حفظ میکند.
ه) مسئله فلسطین
استقلال سیاست خارجی عمان در نگرش این کشور به اسرائیل و درگیری اعراب و اسرائیل کاملاً مشهود است. برخلاف بسیاری از کشورهای عربی، عمان از معدود کشورهایی است که پس از امضای پیمان صلح کمپ دیوید، روابط خود را با مصر قطع نکرد و همواره به حق مصر برای رسمی کردن روابط کامل با اسرائیل احترام گذاشت. عمان این اقدام را به عنوان اولین قدم تشویقی در مسیر صلح در خاورمیانه ارزیابی کرده و از هر ابتکاری که احتمالاً به صلح منجر شود، حمایت کرده است.
تشکیل کنفرانس صلح مادرید در اکتبر ۱۹۹۱ و امضای توافقنامه اسلوا میان سازمان آزادیبخش فلسطین و اسرائیل در سپتامبر ۱۹۹۳، زمینهای دیپلماتیک برای عمان فراهم کرد تا روابط محدود تجاری، سیاسی و نظامی با اسرائیل آغاز کند. در میانه دهه ۱۹۹۰، عمان نقش مهمی در ایجاد پل دیپلماتیک با اسرائیل ایفا کرد. پس از انعقاد پیمان کمپ دیوید میان مصر و اسرائیل و پیمان صلح ۱۹۷۹، عمان در نشست مارس ۱۹۷۹ اتحادیه عرب شرکت نکرد؛ در حالی که مصر از اتحادیه عرب اخراج شده بود، عمان تلاش کرد مصر را به جامعه عرب بازگرداند. عمان اولین کشور میزبان رسمی نخستوزیر اسرائیل بود و در سال ۱۹۹۴، به همراه دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، از تحریم اقتصادی علیه اسرائیل چشمپوشی کرد. پس از ترور اسحاق رابین، در آوریل ۱۹۹۶ شیمون پرز توسط عمان میزبانی شد.
گرچه با آغاز انتفاضه دوم در سال ۲۰۰۰، عمان روابط خود را با اسرائیل کاملاً قطع کرد، اما در سال ۲۰۰۲ از طرح صلح ملک عبدالله حمایت کرد. در سال ۲۰۰۸، یوسف بن علوی با همتای اسرائیلی خود، تزیپی لیونی، در قطر دیدار کرد و در سال ۲۰۱۹ دولت عمان تلاش جدی برای ترغیب فلسطینیها و اسرائیلیها به برگزاری مذاکرات صلح انجام داد. سلطان قابوس در این منازعه بر اتخاذ رویکردی عملی و کاربردی برای حل پایدار این درگیری تأکید داشت. در ۲ ژوئیه ۲۰۱۹، یک مقام اطلاعاتی اسرائیل اعلام کرد که اسرائیل دفتر نمایندگی خود را در عمان ایجاد کرده است، هرچند مقامات وزارت خارجه اسرائیل این ادعا را تأیید یا تکذیب نکردند.
پس از روند عادیسازی روابط میان کشورهای عربی خلیج فارس با اسرائیل، گمانهزنیهایی مطرح شد که عمان نیز ممکن است به سمت عادیسازی روابط مشابه امارات متحده عربی حرکت کند. با این حال، مقامات عمان اعلام کردند که از سطح کنونی روابط با اسرائیل راضی هستند. این موضع نشاندهنده رویکرد میانه عمان در قبال تحولات اعراب و اسرائیل و نوعی اعتدال و میانهروی در سیاست خارجی این کشور است.
و) روابط عمان با یمن
نقش عمان در تحولات یمن بهطور معناداری متأثر از ساختار هویتی و سیاست خارجی مستقل این کشور است. عمان، برخلاف بسیاری از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، از ورود مستقیم به عملیات نظامی علیه دولت صنعا و انصارالله خودداری کرده و در عوض، رویکردی مبتنی بر تساهل، گفتوگو و میانجیگری اتخاذ نموده است. این رویکرد ریشه در مذهب اباضیه و فرهنگ سیاسی مسالمتآمیز عمان دارد که بر مدارا، احترام متقابل و اجتناب از درگیریهای فرقهای و ایدئولوژیک تأکید دارد.
در یمن، بحران عمدتاً بین دولت عدن که مورد حمایت عربستان سعودی و امارات متحده عربی است و دولت صنعا به رهبری انصارالله جریان دارد. عمان با حفظ بیطرفی نسبت به این دو محور، توانسته نقش میانجی منطقهای را ایفا کند. مسقط از موقعیت جغرافیایی راهبردی خود در نزدیکی بابالمندب و مرزهای جنوبی یمن بهره گرفته و به عنوان کانالی مطمئن برای تبادل پیامها و تسهیل مذاکرات غیررسمی میان طرفهای درگیر عمل کرده است. سیاست عمان در این زمینه بر جلوگیری از تشدید تنشها و تبدیل بحران داخلی یمن به نزاع منطقهای با ابعاد هویتی یا فرقهای متمرکز بوده است.
در چارچوب نظریههای روابط بینالملل، رفتار عمان در یمن را میتوان مصداقی از «دیپلماسی تساهلگرایانه» و «سیاست موازنه نرم» دانست. عمان، با اتکا به هویت اجتماعی متکثر و تساهل مذهبی خود، ضمن اجتناب از اتحاد با هیچ یک از بازیگران اصلی بحران، به تثبیت موقعیت خود به عنوان «پل دیپلماتیک بیطرف» و کانالی برای گفتوگوی پشتپرده پرداخته است. این کشور با حفظ روابط متوازن با ایران، عربستان سعودی و سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس، توانسته امکان گفتوگوی سازنده میان دولت صنعا و دولت عدن را فراهم کند و از تبدیل یمن به صحنهای برای تعارضات فرقهای یا هویتی جلوگیری نماید.
از منظر سیاست خارجی عملی، عمان علاوه بر ایفای نقش میانجی، به مدیریت جریانهای انسانی و امنیتی در مرزهای خود با یمن توجه داشته است و تلاش کرده است تا بحران انسانی و امنیتی ناشی از جنگ را بهگونهای مدیریت کند که بر ثبات داخلی و منطقهای تأثیر منفی نگذارد. این رویکرد، انعکاسی از اصول سیاست خارجی عمان است که بر پایه تساهل، گفتوگو و حفظ صلح منطقهای طراحی شده و نشان میدهد که هویت فرهنگی و مذهبی این کشور، ظرفیتهای ملموسی برای میانجیگری و کاهش تعارضهای منطقهای ایجاد میکند.
در جمعبندی، نقش عمان در تحولات یمن بر اساس سه مؤلفه اصلی شکل گرفته است: ۱) حفظ بیطرفی و اجتناب از مداخله نظامی مستقیم، ۲) استفاده از موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای دیپلماتیک برای میانجیگری و گفتوگو میان دولت صنعا و دولت عدن، و ۳) اعمال سیاست خارجی مبتنی بر تساهل مذهبی و هویت ملی مستقل، که به عمان امکان میدهد به عنوان بازیگری قابل اعتماد در مدیریت بحرانهای منطقهای عمل کند. این رویکرد، عمان را به نمونهای از دیپلماسی تساهلمحور در خاورمیانه تبدیل کرده است.
ز) روابط عمان با چین
عمان در کنار روابط نزدیک خود با دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و نیز با غرب، بهطور فزایندهای در حال گسترش مناسبات با جمهوری خلق چین است. این کشور نزدیک به ۸۰ درصد از صادرات نفت خود را به چین اختصاص میدهد؛ رقمی که حدود ۷ درصد از کل واردات نفت چین را شامل میشود. افزون بر این، دولت چین در تأمین مالی یک شهرک صنعتی در بندر دُقم مشارکت داشته و در سال ۲۰۱۷ مبلغ ۳٫۶ میلیارد دلار وام برای توسعه این بندر در اختیار عمان قرار داده است. شرکتهای چینی همچنین در برخی از بنگاههای دولتی عمان که در چارچوب سیاست خصوصیسازی واگذار شدهاند، از جمله شرکت انتقال برق عمان و شرکت سیمان عمان، سرمایهگذاری کردهاند. در سال ۲۰۲۵ نیز «گروه هولدینگ انرژی نو مرکزی چین» تعهد خود را برای سرمایهگذاری در پروژههای انرژی خورشیدی در عمان اعلام کرد.
در حوزه فناوری و ارتباطات، شرکت مخابراتی هواوی حضور گستردهای در عمان دارد. فرودگاههای عمان با این شرکت برای راهاندازی شبکههای وایفای در فرودگاههای کشور همکاری کردهاند و هواوی در سپتامبر ۲۰۲۵ یک توافق جبرانی (Offset Agreement) با وزارت دارایی عمان امضا کرد که هدف آن آموزش هزاران دانشجو و نیروی کار عمانی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات است.
فراتر از روابط اقتصادی، مناسبات نظامی میان عمان و چین همچنان محدود است، اما از سوی سیاستگذاران آمریکایی با دقت دنبال میشود. بر اساس برخی گزارشها، در نوامبر ۲۰۲۳ مقامهای آمریکایی رئیسجمهور وقت ایالات متحده، جو بایدن، را در جریان طرحی از سوی چین برای احداث یک تأسیسات نظامی در عمان قرار دادهاند. در عین حال، ناوگروههای دریایی چین در قالب سفرهای حسننیت و رزمایشهای مشترک با نیروی دریایی سلطنتی عمان در این کشور حضور یافتهاند. همچنین ارتش سلطنتی عمان اقدام به خرید سامانههای پرتاب چندگانه راکتی ۱۲۲ میلیمتری از تولیدکنندگان چینی کرده است.
در مجموع، اگرچه همکاریهای نظامی عمان و چین هنوز به سطح روابط اقتصادی دو کشور نرسیده، اما روند گسترش تعاملات پکن و مسقط، بهویژه در حوزههای انرژی، زیرساخت و فناوری، جایگاه چین را بهعنوان یکی از بازیگران تأثیرگذار در معادلات آینده سیاست خارجی عمان تقویت کرده است.
ح) روابط عمان با آمریکا و اتحادیه اروپا
سیاست خارجی عمان، بهویژه در دوران سلطان قابوس، همواره بر ایفای نقش یک شریک قابل اعتماد برای ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا و دیگر کشورهای غربی استوار بوده است. در این چارچوب، مسقط کوشیده است روابط سیاسی، اقتصادی و تجاری خود را با غرب بهطور پایدار حفظ کند. عمان بهعنوان یکی از متحدان نزدیک غرب، در تأمین امنیت خود اتکای قابلتوجهی به توان دریایی و حضور نظامی کشورهای غربی داشته و در نتیجه، نگاه مقامات این کشور به نقش و حضور نظامی آمریکا در منطقه، بهطور بنیادین با رویکرد جمهوری اسلامی ایران متفاوت است.
روابط عمان و ایالات متحده در حال حاضر از گستردگی و عمق بالایی برخوردار است. تنها توافق تجارت آزاد دوجانبه آمریکا در منطقه خلیج فارس با عمان منعقد شده و دو کشور از همکاریهای نظامی نزدیکی برخوردارند. بر اساس این همکاریها، ایالات متحده امکان استفاده از برخی پایگاهها و فرودگاههای نظامی عمان، از جمله در مسقط، ثمریت و جزیره مصیره را دارد. افزون بر این، روابط نزدیک عمان با بریتانیا، نزدیکترین متحد سنتی آمریکا، ریشهای تاریخی دارد. سلطان قابوس بن سعید با حمایت بریتانیا و در جریان انتقال قدرتی بدون خونریزی در سال ۱۹۷۰ به سلطنت رسید و لندن نقش مهمی در کمک به دولت عمان برای مهار شورش ظفار ایفا کرد. در نتیجه، همکاریهای سهجانبه میان آمریکا، بریتانیا و عمان، جایگاه این کشور را در معادلات راهبردی خلیج فارس و اقیانوس هند تقویت کرده و منافع قابلتوجهی برای واشنگتن به همراه داشته است.
با وجود اتخاذ سیاست بیطرفی فعال در سیاست خارجی، که گاه پیامدهای منفی برای برخی متحدان منطقهای عمان داشته است، این کشور همواره در سطوح راهبردی به ائتلاف خود با آمریکا تکیه کرده است. با این حال، تشدید سیاستهای سختگیرانه و کمسابقه دولت اول دونالد ترامپ در قبال ایران، عمان را ناگزیر ساخته تا در گزینههای منطقهای خود بازنگری کند. مقامات عمانی به این جمعبندی رسیدهاند که ایالات متحده در این مقطع تمایلی به اعطای امتیاز در پرونده ایران ندارد؛ امری که دامنه مانور دیپلماتیک مسقط را محدود میسازد. با وجود این، انتظار نمیرود عمان از سنت دیرپای بیطرفی در سیاست خارجی خود فاصله بگیرد، بلکه تلاش خواهد کرد با اتخاذ تدابیری محتاطانه و مقطعی، فشارهای فزاینده منطقهای و بینالمللی را مدیریت کند.
از منظر مقامات عمان، تهدیدات اصلی این کشور نهتنها از محیط منطقهای، بلکه از بیاعتمادی تاریخی و بدبینی ریشهدار نسبت به مقاصد عربستان سعودی و امارات متحده عربی ناشی میشود. عمان از همان آغاز نسبت به توان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در تأمین امنیت جمعی تردید داشته و تجربه اشغال کویت توسط عراق، این نگرانیها را تشدید کرده است. بر این اساس، مسقط بر این باور است که امنیت ملی آن عمدتاً از طریق حمایت قدرتهای غربی، بهویژه ایالات متحده، تأمین میشود؛ واقعیتی که سبب شده عمان به یکی از عناصر کلیدی در ترتیبات راهبردی آمریکا در خلیج فارس و اقیانوس هند تبدیل شود.